تبليغاتX
کمال انسانی و عروج روحانی در سلوک عرفانی

اميد است آتش عشق و محبت خدا و خوبان خدا ، آنچنان در وجودتان شعله ور گردد كه هر چه غير اوست را بسوزاند * * * روي جانان طلبي ، آينه را قابل ساز . . . ور نه هرگز گل و نسرين ندمد ز آهن و روي * * * رَضيتُ بِاللهِ رَبّاً وَ بِالْاِسْلامِ ديناً وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ نَبِيّاً وَ بِعَلِيٍّ اِماماً وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسي وَ عَلِيٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَالْحَسَنِ وَالْخَلَفِ الصّالِحِ عَلَيْهِمُ السَّلامِ اَئِمَّهً وَ سادَةً وَ قادَةً بِهِمْ اَتَوَلّي وً مِنْ اَعْدائِهِمْ اَتَبَرَّءُ . . . تبلیغ ولایت : ابو زبیر مکی می گوید : من جابر بن عبدالله انصاری را دیدم که در کوچه ها و محافل انصار می گشت و می گفت : « علیٌّ خَیرُ البَشَر فَمَن اَبی فَقَد کَفَر » امیر مؤمنان علی ( ع ) برترین افراد بشر است هرکه این حقیقت را نپذیرد کافر است . ای گروه انصار ! فرزندان خود را به دوستی علی ( ع ) تربیت کنید و هرکه چنین نکرد ( و خود یا فرزندش دوستدار و پیرو علی نبود ) بدانید که مادرش مشکلی داشته است . (امالی صدوق، ص 76، مجلس 18) . . . اَللّهُمَّ اَحیِنی مآ اَحیَیتَ عَلَیهِ عَلِیَّ بنَ اَبیطالِبٍ وَ اَمتِنی عَلی ما ماتَ عَلَیهِ عَلِیُّ بنُ اَبیطالِبٍ عَلَیهِ السَّلامُ

 

 

در بیان رجعت که از اعتقادات خاصه شیعه است .

 

در رجعت و در آن یک مقدّمه و یک خاتمه و چند فصل است .

::: مقدّمه :

در معنی رجعت است .

بدان که لفظ رجعت به معنی برگشتن و بازگشتن است مثل رجوع . چنانچه فقهاء ( قدّهم ) در کتاب طلاق می گویند رجعت به قول و فعل هر دو می شود ، یعنی رجوع کردن شوهر به زن خود که او را طلاق داده ، پس چنانچه اوّل او را زن خود نموده بود باز بعد از طلاق برگشت و او را دوباره زن خود نمود . و می گوئی فلان به سفر رفت و برگشت ، و سایه برگشت و هکذا . پس عود روح به سوی بدن و دوباره دیده شدن رجعت است خواه بعد از زنده شدن به دنیا بیایند ، مثل امواتی که مقرّبان به اعجاز زنده نمودند ، و یا به قیامت و صحرای محشر حاضر شوند ، مثل همه خلایق که در قیامت زنده می شوند . و در آیات به این دو قسم زنده شدن هر دو ، لفظ بازگشت اطلاق شده . امّا رجوع به دنیا ، مثل رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا142 ( مؤمنون ) و مثل رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا 143 ( الم سجده ) و هکذا . و امّا رجوع به قیامت مثل أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثًا وَأَنَّكُمْ إِلَيْنَا لَا تُرْجَعُونَ144 ( مؤمنون ) و مثل وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ145  و مثل كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ146 ( قصص ) و هکذا . و نکته ای که کسی ملتفت نشده این است که در آیات لفظ رجوع هرجا که به معنی آخرت و بازگشت به سوی خدا است به لفظ اِلی ذکر شده و هرجا که به معنی برگشتن به دنیا است لفظ اِلی ندارد ، بفهم ، و چون این لفظ به هر دو گفته می شد به جهت تمیز ، ائمّه ( ع ) و علماء ( قدّهم ) لفظ رجعت را در معنی بازگشتن به دنیا استعمال نمودند و زنده شدن در قیامت را به لفظ معاد و غیر آن ادا نمودند .

 

حال به یاری قائم عجّل الله فرجه می خواهیم در این باب اثبات نمائیم که در زمان قائم ( ع ) و پیش از قیام قیامت جمعی از نیکان و جمعی از بدان را خدا زنده می گرداند و ایشان را به دنیا بر می گرداند و معنی رجعت این است . و باز بدان که رجعت از ضروریّات مذهب شیعه است و هر که منکر او باشد از شیعه ، البتّه منکر معاد نیز خواهد بود مگر بعضی از عوام که به گوش ایشان مسئله رجعت نرسیده باشد . و این مسئله از مخصوصات شیعه است و عامّه و معاندین این رجعت را منکرند .

 

و بالجمله پس دانستی که ظهور قائم عجّل الله فرجه رجعت نیست زیرا که این بزرگوار از روزی که متولّد شده دنیا را وداع نکرده و هنوز زنده است و غائب است و در دنیا است و زنده خواهد ماند تا ظاهر شود و زمین را پر از عدل و داد سازد و سالها سلطنت و پادشاهی نماید و بعد از آن روح مطهّرش به عالم قدس پرواز می نماید و چون بعد از وفات دوباره به دنیا برگردد ، چنانچه از احادیث ظاهر می شود ، آن برگشتن رجعت آن بزرگوار است عجّل الله فرجه .

 

........................................

پی نوشت ها:

142. سوره مؤمنون، آیه 99: پروردگارا، مرا به دنیا بازگردان تا شاید به تدارک گذشته عمل صالحی به جای آورم.

143. سوره سجده، آیه 12: پروردگارا، اینک عذاب تو را به چشم دیدیم و حقیقت را به گوش گرفتیم، ما را به دنیا بازگردان تا نیکوکار شویم.

144. سوره مؤمنون، آیه 115: آیا چنین پنداشتید که ما شما را به عبث و بازیچه آفریده ایم و شما به نزد ما باز نخواهید گشت؟

145. سوره قصص، آیه 39: و چنین پنداشتند که به سوی ما بازنخواهند گشت.

146. سوره قصص، آیه 88: هر چیزی جز وجه الهی نابود است و حاکمیت عالم با او و رجوع همگان به سوی او است.

»»»

منبع : کاشف الاسرار، بنیادهای بینش و باورهای شیعی ، مولی نظر علی طالقانی ، جلد اوّل ، به کوشش : مهدی طیّب ، صفحه 256

 

 

        

 

 

::: فصل اوّل : رجعت در بیان بعضی از آیات با تفسیر اهل بیت .

 

::: فصل دوّم : رجعت در بیان بعضی از احادیث و ادعیه و زیارات .

 

::: فصل سوّم : رجعت در بیان بعضی از نکات و قدری از اشارات و رموزات.

 

::: خاتمه .

 

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |
 

فصل پنجم : ابی بکر و عمر و عثمان

 

کاشف الاسرار

 

     

            ::: قبایح ابی بکر ( برای دریافت فایل لطفاً روی همین قسمت کلیک کنید )

                  مبحث اوّل : تخلّف از جیش اسامه

                           دوّم : توطئه سقیفه قبل از دفن پیکر پیامبر ( ص )

                           سوّم : غصب فدک

 

            ::: قبایح عمر ( برای دریافت فایل لطفاً روی همین قسمت کلیک کنید )

                 مبحث دوّم : عمر و جسارت به پیامبر در آخر عمر آن حضرت

 

           ::: قبایح عثمان ( برای دریافت فایل لطفاً روی همین قسمت کلیک کنید )

                 مبحث سوّم : عثمان

 

           ::: رويدادهاي مدينه مقارن رحلت رسول خدا (ص) به روايت منابع اهل سنّت

 

           ::: فایل صوتی : ( استاد مهدی طیّب )

            حضرت زهرا ( غیرت دینی و دفاع از حریم دین و ولایت )

 

 

               

 

 

اگر فرضاً خداوند عالم تمام ذرّیّه هفتاد و سه گروه امّت پیغمبر ( ص ) که بودند و هستند و می آیند ، همه را یکباره می آفرید با لوح ساده و دل بی نقش ، و از همه آیات و احادیث طرفین هم تا به  آخر عمر بی خبر می ماندند و معلوم ایشان نمی شد مگر دو مطلب بدیهی مسلّمی شیعه و سنّی ، یکی علم امیرالمؤمنین ( ع ) و یازده فرزند طاهرین او با معجزات و کرامات ایشان و یکی نادانی و گمراهی ابوبکر و عمر و عثمان با کلمه اَقیلُونی 75  که ابوبکر گفت ، وُ کُلُّ النّاسِ اَفقَهُ مِن عُمَرَ 76  تا آخر که عمر گفت ، والله که احدی ، غیر از مذهب شیعه ، اختیار نمی کرد الاّ ماشاء الله ، و همه دشمن آن سه نفر می شدند و همه را مستحقّ لعن ابدی و عذاب سرمدی می دانستند . و لکن چه کند بیچاره که از دین آباء و از تقلید گذشتگان گذشتن مشکل است و لوح دل و سینه را از اعتقاد طفولیّت شستن و از نقش کودکی پاک کردن هزار مرتبه مشکل تر است . لهذا ضرب المثل اَلعِلمُ فِی الصِّغَرِ کَالنَّقشِ فِی الحَجَرِ 77  . و اگر ما شیعیان نیز العیاذبالله سنّی زاده بودیم والله که همه ما نیز سنّی می شدیم الاّ ماشاء الله و ما نیز همه آیات و احادیث را پیچیده ، به کناری می گذاشتیم و شروع به مزخرف گوئی مانند ایشان می نمودیم . پس عمده شکرها همین شکر است که به تشیّع تولّد یافیتم . و الاّ هرکه بگوید که من اوّل لوح سینه از نقش کودکی شستم و تخلیه نفس نمودم و بعد ، از روی آیات و اخبار و برهان عقل این مذهب را اختیار کردم والله متّهم و مستحقّ تکذیب است الاّ من شاء الله تبارک و تعالی . و اگر از آیات قرآنی و احادیث شاهد بیاورم که تکذیب پیغمبران همه به واسطه تقلید پدران بوده بسیار است و لکن طول می کشد و لازم هم نیست بعد از آنچه پیش گفتیم و بدیهی نمودیم .

 

.: الحمدلله الّذی هدانا لهذا و ما کنّا لنهتدی لو لا اَن هَدانا الله :.

 

........................................

پی نوشت ها :

۷۵. ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، جلد 1 ، ص 56  و جلد 4 ، ص 166 و یعقوبی ، تاریخ ، جلد 2 ، ص 127 و ابن قتیبه دینوری ، الامامة والسیاسة ، ص 16 .

۷۶. ابن ابی الحدید ، شرح نهج البلاغه ، جلد 1 ، ص 61 و فخر رازی ، اربعین ، ص 467 و قرطبی ، تفسیر قرآن ، ج 5 ، ص 99 .

۷۷. دانشی که در کودکی آموخته شود همچون نقشی است که بر سنگ حکّ شود .

»»»

منبع : کاشف الاسرار، بنیادهای بینش و باورهای شیعی ، مولی نظر علی طالقانی ، جلد اوّل ، به کوشش : مهدی طیّب ، صفحه 140

 

 

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند :  اِنَّ السَّعِید، کُلُّ السَّعِید، حَقُّ السَّعِید مَن أَحَبَّ عَلِیّاً فِی حَیاته و بَعدَ مَوُته : همانا سعادتمند( به معنای ) کامل و حقیقی کسی است که امام علی ( ع ) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد . ( مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌، ج‌ 9، ص‌ ‌132 )

 

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |
 

.: در محضـــــــر استاد مهـــــــدی طیّب :.

 

حجاب و حقوق زن در ترازوی اندیشه و ایمان ، مهدی طیّب

 

کتاب حجاب و حقوق زن در ترازوی اندیشه و ایمان چکیده‌ای از سخنرانی‌های استاد مهدی طیّب در سال 1385 در جمع گروهی از دانشجویان دفتر دانشگاه علاّمه طباطبایی می باشد که با استقبال دانشجویان مزبور مواجه شد و در پی آن، گفتار‌های مزبور به صورت لوح فشرده در شمارگان بالایی تکثیر و در سطح وسیعی از جامعه در اختیار علاقمندان قرار گرفت. لکن با توجّه به اینکه در همه‌ی اوقات، امکان استفاده از لوح فشرده‌ی حاوی سخنرانی‌های مزبور برای همگان فراهم نیست، به نظر رسید انتشار نگاشته‌ی خلاصه‌ی مطالب سخنرانی‌ها نیز سودمند باشد. در نگارش این اثر ادبیّات گفتاری مطالب تا حدود زیادی حفظ شده است. امید است اثر حاضر بتواند در حدّ خود، از یک سو به متقاعد و معتقد شدن خانم‌های اهل فضل و فکر، نسبت به ضرورت علمی و دینی مراعات حجاب و از سوی دیگر به تبیین وظایف مدیران و مسئولان و آحاد جامعه در حلّ و درمان معضل و بیماری خودآرایی و بدحجابی و خودنمایی برخی ناآگاهان و معدودی مغرضان، و از دیگر سو به شناخته شدن راهی که مردان در جامعه‌ای که با معضل و بیماری مزبور مواجه است باید در پیش گیرند، کمکی موثّر کند.

 

::: الگوی عفــــــــــاف

 

::: چرا قرآن مرد را حاکم و بالاتر از زن قرار داده است ؟

 

::: چرا اسلام ولایت ، قضاوت و جهاد را به مرد اختصاص داده است ؟

 

::: چرا در اسلام شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است ؟

 

::: چرا در اسلام دیه و ارث زن نصف مرد است ؟

 

 

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛

 

 

 

.: در محضـــــــر استاد مهـــــــدی طیّب :.

 

 

شراب طهور

 

ای دل به کوی دوست گذاری نمی کنی

اسباب جمع داری و کاری نمی کنی

 

* ضرورت پرداختن به خودسازی

به راستی ما کیستیم و حقیقت هستی ما چیست ؟ هدف از ایجاد ما چه بوده است و برای ایفای چه نقشی در جهان آفریده شده ایم ؟ چه ظرفیّت هایی برای ایفای آن نقش در وجود ما به ودیعت نهاده شده است و چه توانایی هایی برای نیل به آن هدف در ما تعبیه شده و نهفته است ؟ هدف ما در زندگی چه باید باشد و با نیل به چه چیزی به کامیابی و کمال دست می یابیم و در زندگی خود انسانی موفّق و سعادتمند خواهیم بود ؟ فرصت کوتاه و جایگزین ناپذیر عمر را چگونه باید صرف کنیم و زمان و توان خود را چگونه باید برنامه ریزی و سازماندهی کنیم تا بهترین و شایسته ترین بهره را از عمر برده باشیم ؟

 

مطرح بودن پرسش های فوق در ذهن انسان و یافتن پاسخ درخور و درست برای آنها ، و در پی آن ، پرداختن به شکوفایی استعدادها و فعلیّت بخشیدن به ظرفیّت های بالقوّه و پنهان وجود خود ، و برنامه ریزی ، سازماندهی و به کارگیری توانایی های مزبور در جهت نیل به هدف زندگی و در راستای دستیابی به کمال و سعادت ، شرط حیات متعالی و انسانی است و حیاتی ترین امر در زندگی هر انسان آگاه و خردمند به شمار می رود . پیراستن وجود و زندگی خود از آنچه انسان را از نیل به کمال و سعادت باز می دارد و آراستن آن به آنچه لازمه ی دستیابی او به تعالی و کامیابی است ، خودسازی یا تزکیه و تهذیب نامیده می شود ؛ و بر اساس آنچه گفته شد ، ضروری ترین و حیاتی ترین مسئله در زندگی هر شخص دانا و خردمند است .

 

* عوامل بازدارنده از پرداختن به خودسازی

 

1. غفلت از خودسازی در اثر غرق شدن در زندگی مادّی  

 

۲. غفلت از خودسازی در اثر غرق شدن در فعّالیّت های اجتماعی

 

* یقظه و بیداری

» سعادت و کمال انسان در چیست ؟

آیا سعادت بشر در خوردن ، ارضای شهوات و دستیابی به ثروت ، قدرت و شهرت ، و به بیان دیگر ، در تأمین خواسته ها و تمنیّات حیوانی و نفسانی است ؟ آیا کمال انسان با این شاخص ها تعریف و سنجیده می شود ؟ در فرهنگ و تمدّن مادّی و سکولار غرب ، که پس از رنسانس و ورود به عصر اومانیسم و مدرنیسم ، با بریدن از آسمان و خدا شکل گرفت ، خوشبختی و سعادت فرد ، با شاخص لذّت های حیوانی و نفسانی ، و کامیابی و کمال جامعه ، با شاخص توسعه و توانمندی اقتصادی تعریف و سنجیده می شود . آیا به راستی معیار سعادت و کمال فرد و جامعه همین هاست و انبیای الهی و کتب آسمانی نیز به انسان و سعادت و کمال او همین گونه می نگرند ؟

 

در قرآن کریم تصریحات و اشارات فراوانی وجود دارد که از آنها عظمت فوق العاده و بی نظیر و همتای انسان در جهان آفرینش فهمیده می شود . آفریده شدن آدم در بهشت ، 1  خلیفة اللّهی و جانشینی خدا ، 2  که مستلزم ظرفیّت های فوق تصوّری است که به او توانایی مدیریّت جهان آفرینش به قائم مقامی خدا را بدهد ، سجده ی تمامی ملائکه بر آدم ، 3  که حاکی از خاضع و تسلیم بودن تمامی نیروهای حاکم بر مُلک و ملکوت عالم در برابر انسان است ، دانا و دارای تمامی اسماء الهی شدن آدم ، 4  که بیانگر مظهریّت تامّ کمال ، جمال و جلال الهی بودن اوست ، حامل شدن انسان بار امانتی را که آسمان ها ، زمین و کوه ها از تحمّل آن عاجز بودند و شانه خالی کردند و بر خود لرزیدند ، 5  تبریک گفتن خداوند به خویشتن به عنوان نیکوترین آفرینندگان به هنگام آفریدن و دمیدن روح انسانی در کالبد بشر ، 6  آفریده شدن انسان در نیکوترین و متوازن ترین صورت و سیرت ، 7  کرامت بنی آدم و برتری فوق العاده ی انسان بر بسیاری از آفریدگان ، 8  نمونه هایی از اشارات و تصریحات قرآن بر منزلت و مرتبه ی عظیم انسان است .

 

اکنون باید پرسید آیا این همه عظمت ، ناظر بر جنبه های ظاهــــــری و طبیعی بشر است ؟ بی شک چنین نیست ، زیرا اگر جنبه های طبیعی و ظاهری ، دلیل بر شرافت انسان و اشرف مخلوقات بودن او باشند ، با توجّه به اینکه بسیاری از حیوانات در این جنبه ها بر انسان برتری دارند ، چنین شرافت و اشرفیّتی برای انسان پذیرفتنی نخواهد بود . خرس ها در خوردن ، خوک ها در شهوترانی ، گرگ ها ، پلنگ ها و شیرها در سلطه جویی ، غلبه و از پا در آوردن رقیب و دشمن ، و روباه ها در حیله گری ، شیطنت و فریبکاری ، از بشر پیشگام ترند . بنابراین عظمت و برتری انسان در این جنبه ها نیست و سعادت و کمال انسان را در این امور نباید جست ؛ بلکه راز این منزلت فوق العاده و بی نظیر را باید در حقیقت و گوهر انسانی او یافت .

 

.................................................

پی نوشت ها :

1. سوره ی بقره ، آیه ی 35.

2. سوره ی بقره ، آیه ی 30.

3. سوره ی حجر ، آیه ی 30 و سوره ص ، آیه ی 73 .

4. سوره ی بقره ، آیه ی 31.

5. سوره ی احزاب ، آیه ی 72 .

6. سوره ی مؤمنون ، آیه ی 14.

7. سوره ی تین ، آیه ی 4.

8. سوره ی اِسراء ، آیه ی 70.

 

 

شراب طهــــــــــور ، تألیف مهدی طیّب

 

  

»»»»»

 

* مراقبه روز دهم ربیع الثانی ؛ روز ولادت حضرت امام حسن عسکری

 

  

 

 

ثبت شده توسط : خويشتن فراموش شده ( از شاگردان استاد طيب )؛ |