*** بخشی از حدیث ناب معرفت امیرالمؤمنین امام علی علیه السّلام به نورانیّت ... حضرت (ع) فرمودند: معرفت من به نورانیّت معرفت خداوند عزّ و جلّ است و معرفت خداوند عزّ و جلّ، معرفت من به نورانیّت است. و آن همان دین خالصی است که خداوند درباره آن فرمود:«و امر نشدند به چیزی مگر اینکه خدا را به اخلاص کامل در دین پرستش بندگی کنند و از بندگی غیر او روی برگردانند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و این است دین راست و استوارای سلمان و ای جندب! عرض کردند: بلی ای امیر مؤمنان. آن حضرت – که سلام خدا بر وی باد – فرمود: من همان کسی هستم که نوح را به امر پروردگار در کشتی حمل کرد، من همان کسی هستم که به امر پروردگار یونس را از شکم ماهی بیرون آورد؛ من همان کسی هستم که به اذن پروردگار نهرها را جاری ساخت و چشمه ها را شکافت و درخت ها را کاشت. منم عذاب روز «ظلّه»، منم آنکه از محلّ نزدیک ندا کرد که ثقلان (جنّ و انس) آن را شنیدند و گروهی آن را فهمیدند. هر آینه من به هر گروهی از جبّاران و منافقان به زبان خودشان می شنوایانم، منم خضر دانای موسی و منم آموزگار سلیمان پسر داود، منم ذوالقرنین و منم قدرت خدای عزّوجلّ. ای سلمان و ای جندب! من محمّدم و محمّد من است. من از محمّدم و محمّد از من است. خدای تعالی می فرماید: «دو دریا را به هم آمیخت و میان آن دو برزخ و فاصله ای است که تجاوز به حدود یکدیگر نمی کنند ***

 

کسی که در سیرش به مقام رضا برسد، در بین راه نمیماند و به مقصد میرسد؛ همان‎گونه که شخصی که حضرت رضا علیه‎السّلام را به امامت قبول کند، تا امام دوازدهم را قبول خواهد داشت. در حالی که ممکن است کسی امامان پیش از حضرت رضا علیه‎السّلام را قبول داشته باشد و دوازده امامی نباشد؛ مثل زیدیّه و اسماعیلیه.

»مصباح الهدی، مهدی طیّب، مبحث رضا

ورود به سایت اهل ولاء

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | رضا | |

 

  

چه با گریه و چه با خنده، هر جور هست خودت را نزد خوبان خدا جا کن.

»مصباح الهدی، مهدی طیّب، مبحث سالک باید چگونه باشد.

 

ورود به سایت اهل ولاء

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | سالک باید چگونه باشد | |

 

»»نگاه توحیدی و نگرش موحّدانه

 

دومین پایه و اساس سلوک، بینش توحیدی و نگرش موحّدانه ی سالک به عرصه عالم و پهنه ی زندگی است. در این بخش به بیان مهمترین ابعاد این نگاه می پردازیم.

»تنها پرورنده ى مخلوقات خداوند است و همه ى خلق تحت تربيت او مى باشند

يكى از ابعاد نگرش موحّدانه ى سالكان، توحيد در ربوبيّت است. در قرآن بيشترين اسمى كه خداوند با آن ياد شده، «ربّ» است. ربّ از نظر لغوى به معنى صاحب و مالك و مربّى و پروراننده است. خداوند رَبُّ العالَمين است، يعنى مالك و صاحب و مربّى و پروراننده ى همه ى مخلوقات است. خداوند جماد را مى پروراند و به گياه مبدّل مى سازد. گياه را مى پروراند و به حيوان تبديل مى كند. حيوان را نيز غذاى بشر مى كند و آن را به پيكر انسان مبّدل مى سازد. انسان نيز توسّط ربّ خود در حال پرورش و رشد است. غايت تربيت انسان رسيدن او به تماميّت هستى خود، يعنى همان روح خدايى، و نيل به مقام عند اللّهى و قرب و لقاء و وصال الهى است. خداوند ربوبيّت خويش را در مورد انسان، در اين جهت اعمال مى كند.

ربوبيّت خداوند در مورد انسان به گونه هاى مختلفى اِعمال مى شود و جلوه هاى گوناگونى دارد كه به چهار شكل از مهمترين آنها اشاره مى كنيم.

 

(۱) اثر وضعى موقعيّتها و حوادثى كه خداوند در زندگى اشخاص به‌وجود مي‌آورد: خداوند با در نظر گرفتن حال درونى و شرايط روحى هركس، حوادثى را براى او پيش مي‌آورد كه در قوام يافتن شخصيّت انسانى و رشد و تعالى او نقش سازنده‌اى ايفا مى كنند.

خداى متعال مى فرمايد :اِنَّ مِن عِبادِىَ المُؤمِنينَ عِباداً لا يُصلِحُ لَهُم اَمرُ دينِهِم اِلّا بِالغِنى وَ السِّعَةِ وَ الصِّحَّةِ فِى البَدَنِ. فَابلوهُم بِالغِنى وَ السِّعَةِ وَ الصِّحَّةِ فِى البَدَنِ، فَيُصلِحُ عَلَيهِ اَمرُ دينِهِم. وَ اِنَّ مِن عِبادِىَ المُؤمِنينَ لَعِباداً لا يُصلِحُ لَهُم اَمرُ دينِهِم اِلّا بِالفاقَةِ وَ المَسكَنَةِ وَ السُّقمِ فى اَبدانِهِم. فَاَبلوهُم بِالفاقَةِ وَ المَسكَنَةِ وَ السُّقمِ، فَيُصلِحُ عَلَيهِ اَمرُ دينِهِم. وَ اَنَا اَعلَمُ بِما يُصلِحُ عَلَيهِ اَمرُ دينِ عِبادِىَ المُؤمِنينَ :هر آينه از بندگان مؤمنم كساني‌اند كه جز با بى نيازى و گشاده‌روزى بودن و سلامتى جسمانى، امر دين آنها (باطن و حقيقت انسانى آنان)، اصلاح نمى شود. پس من نيز آنها را به بى نيازى و گشاده‌روزى بودن و سلامتى جسمانى مبتلا مى كنم و در نتيجه، امر دين آنها اصلاح مى شود. و هر آينه از بندگان مؤمنم كساني‌اند كه جز با فقر و مسكنت و بيمارى جسمانى، امر دين آنها اصلاح نمى شود. پس من نيز آنها را به فقر و مسكنت و بيمارى مبتلا مى كنم و در نتيجه، امر دين آنها اصلاح مى شود. و من به اينكه امر دين (هر يك از) بندگان مؤمنم به چه وسيله اصلاح مى شود، آگاهتر و داناترم.۱ ... (ادامه ی مطلب)

(۲) پيامهاى عبرت‌آموز و هدايت بخش موجود در دل پديده ها و رخدادهايى كه خداوند شخص را با آنها مواجه مى كند: خداى متعال براى آگاه ساختن بندگان خود به آنچه موجب تعالى و كمال يا سقوط و انحطاط ايشان است، در زندگى، آنها را با پديده ها و رخدادهايى مواجه مى كند كه در دل هر يك از آنها پيام هاى عبرت‌آموز و هدايت بخشى قرار دارد. به سخن ديگر، تمامى پديده ها و رخدادهاى عالم، پيام‌آوران الهي‌اند كه خداوند از طريق آنها راه سعادت و نيكبختى و تعالى و كمال را به انسانها نشان مي‌دهد. امام كاظم (علیه السّلام) مى فرمايند :ما مِن شَىءٍ تَراهُ عَينُكَ اِلّا فيهِ مَوعِظَةٌ:هيچ چيزى نيست كه چشم تو آن را ببيند، مگر آنكه در آن موعظه و پيام سازنده‌اى وجود دارد. ۱ به بيان ديگر، خداوند با پديده ها و رخدادهايى كه هركس را با آنها مواجه مى كند، با ايشان سخن مى گويد. ... (ادامه ی مطلب)

(۳) ابلاغ پيام هدايت و تربيت در مسير سعادت از طريق مربّيان الهى: خداوند به‌وسيله ى پيامبران و امامان معصوم (علیهم السّلام) راه هدايت و سعادت و تعالى و كمال را به انسان معرّفى مى كند و او را به دست آنها، تحت تربيت و تزكيه قرار مي‌دهد. انبيا و ائمّه (علیهم السّلام) به امر الهى، از راه ظاهر و باطن، انسانها را ارشاد و راهنمايى و از آنان دستگيرى مى كنند و در جهت نيل به قلّه هاى كمال، به آنها يارى مي‌رسانند. عارفان بالله و عالمان ربّانى، اساتيد و معلّمان روحانى، دوستان ناصح و پدران و مادران صالح، در مراتب بعد از پيامبران و امامان (علیهم السّلام) ، مجارى اِعمال ربوبيّت حضرت حقّند و خداوند ربوبيّت خود در رابطه با انسانها را از طريق آنها اِعمال مى كند.

(۴) ادراكات عقلى و الهامات قلبى؛ راهنما و راهبر مسير تعالى و تكامل: خداوند متعال از طريق دو ويژگى كه در عقل انسانها قرار داده است، ربوبيّت خود را در مورد آنها اِعمال مى كند. نخست با قدرت تشخيص نيك و بد و پسنديده و ناپسند كه در عقل نهاده است، آنچه را به سعادت و كمال و به تباهى و انحطاط انسانها منجر مى شود، به ايشان مى شناساند. ۱ دوم جنبه ى آمريّتى در عقل قرار داده است كه شخص را به انجام نيكى ها و شايستگى ها فرمان و از انجام بدى ها و زشتى ها پرهيز مي‌دهد.

خداوند از اين طريق، انسانها را به سوى آنچه موجب تعالى و تكامل آنهاست سوق مي‌دهد و از آنچه سبب سقوط و انحطاط ايشان است باز مي‌دارد. بنابراين تشخيص نيك و بد از يك سو و نيك گرايى و بدگريزى از سوى ديگر، جلوه هايى از ربوبيّت حضرت حق است كه از راه عقل انجام مى شود. ... (ادامه ی مطلب)

»ربوبيّت الهى در پرتو اسماء حضرت حق

به يك اعتبار، اسماء الهى به دو گروه «اسماء جمال» و «اسماء جلال» تقسيم مى شوند.

اسماء جمال، كه حاكى از مهر و لطف الهي‌اند، شخص را جذب مى كنند و بالا مى كشند. به عنوان نمونه، لطف و فضل الهى به بنده ى حقير و عاجز و آلوده، اميد و طمع قرب و وصال الهى مى بخشد و رحمت بى منتهاى الهى در او شور و اشتياق وصال ايجاد مى كند و توّابيّت پروردگار در بنده‌اى كه در برابر فرمان خداوند جسارت ورزيده و عصيان و تمرّد كرده است، اميد به بخشيده شدن، مورد چشم پوشى قرار گرفتن جرائم، جسارت و لغزش هايش، و ترميم و برطرف شدن آثار مخرّب معاصى و گناهان در روح و جانش را ايجاد مى كند، و غفّاريّت خداوند، اميد به ريشه كن شدن علّت و عامل مولّد گناه از وجود وى را در او پديد مي‌آورد. ... (ادامه ی مطلب)

[دانلود] مبحث تنها پرورنده ی مخلوقات خداوند است(صص 132 – 139) از:

کتاب [شراب طهور]

 

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | توحید | |

 

امام صادق (علیه السّلام) مى فرمايند :اِنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لا يَفعَلُ بِعِبادِهِ اِلاَّ الاَصلَحَ لَهُم :خداى تبارك و تعالى با بندگانش جز به نحوى كه براى آنها بيشترين مصلحت را دربر داشته باشد، رفتار نمى كند. ۱ همچنين آن حضرت مى فرمايند: خداى عزّوجلّ مى فرمايد :عَبدىَ المُؤمِنَ لا اَصرِفُهُ فى شَىءٍ اِلّا جَعَلتُهُ خَيرآ لَهُ :بنده ى مؤمنم را به هيچ چيز روي‌آور نمى سازم مگر اينكه خير او را در آن قرار مي‌دهم. ۲ همين طور آن حضرت فرمودند: در آنچه خداوند به موسى بن عمران (علیه السّلام) وحى فرمود اين مطلب وجود داشت كه :يا موسَى بنَ عِمرانَ! ما خَلَقتُ خَلقآ اَحَبُّ اِلَىَّ مِن عَبدىَ المُؤمِنِ فَاِنّى اِنَّمَا ابتَليهِ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ وَ اُعافيهِ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ وَ اَزوى عَنهُ ما هُوَ شَرٌّ لَهُ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ وَ اَنَا اَعلَمُ بِما يَصلَحُ عَلَيهِ عَبدى :اى موسى بن عمران! مخلوقى كه نزد من محبوب تر از بنده ى مؤمنم باشد نيافريدم. هر آينه من او را به چيزى مبتلا مى سازم كه براى او خير است و به او عافيت مي‌دهم به آنچه براى او خير است و آنچه را براى او شرّ است از او برطرف مى سازم براى آنچه خير اوست و من به آنچه بنده‌ام را اصلاح مى كند داناترم. ۳

پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مى فرمايند :عَجِبتُ لِلمَرءِ المُسلِمِ لا يَقضِى اللهُ عَزَّ وَ جلَّ لَهُ قَضاءً اِلّا كانَ خَيراً لَهُ وَ اِن قُرِضَ بِالمَقاريضِ كانَ خَيراً لَهُ وَ اِن مَلِكَ مَشارِقَ الاَرضِ وَ مَغارِبَها كانَ خَيراً لَهُ :در شگفتم از شخص مسلمان كه خداى عزّوجلّ چيزى را براى او مقدّر نمى سازد مگر اينكه براى او خير است. و اگر با قيچى ها ريز ريز شود، براى او خير است و اگر فرمانرواى شرق و غرب عالم شود، براى او خير است. ۴

پيامبر اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) مى فرمايند:اَكبَرُ الكَبائِرِ سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ:بزرگترين گناه كبيره بدگمانى به خداست. ۵ همچنين آن حضرت مى فرمايند :لا يَغلِبَنَّ عَلَيكَ سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاِنَّهُ لَن يَدَع بَينَكَ وَ بَينَ خَليلِكَ صُلحاً:بدگمانى به خداى عزّوجلّ بر تو غلبه نكند، كه آن بين تو و خدايى كه دوستش دارى آشتى و صلحى باقى نمى گذارد. ۶ قرآن كريم مى فرمايد:اَلظّانّينَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَيهِم دائِرَةُ السَّوءِ :كسانى كه به خدا گمان بد برَند، بدى بر گرد آنها حلقه زند. ۷

كسى كه در امور دنياى خود به خداى تعالى و كارهاى او حُسن ظنّ و اعتماد داشته باشد و هرگاه نگرانى به جانب او آمد، به خود بگويد :اَلَيسَ اللهُ بِكافٍ عَبدَهُ :آيا خدا براى تأمين نيازهاى بنده‌اش كافى نيست؟ ۸ و به ياد آورد كه خداى تبارك و تعالى جز آنچه بهترين است را براى بنده‌اش پيش نياورده و نمي‌آورد؛ ۹ به آرامش و شادى و اميدى نايل مى شود كه هيچ كس جز از همان طريق به آن راه ندارد. چنين كسى نه دچار حسد، حسرت و اندوه مى شود و نه اسير حرص و آز و طمع مى گردد و نه هيچ عامل ديگرى كه او را به تعدّى و ظلم به ديگران و تجاوز از حدود الهى وادار كند گريبان گير او مى شود و هنگامى كه با اين روحيّه در دنيا زندگى كند، مى تواند در مورد آخرت نيز به خود بگويد: اَلَيسَ اللهُ بِكافٍ عَبدَهُ :آيا خدا براى تأمين نياز بنده‌اش كافى نيست؟ و در نتيجه، از ترس و نگرانى در مورد آخرت نيز به حق رهايى يابد.

 

------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. مجلسی، بحارالانور، ج 58، ص 133.

2. کلینی، کافی، ج 2، ص 61.

3. کلینی، کافی، ج 2، ص 62.

4. کلینی، کافی، ج 2، ص 62.

5. متّقی هندی، کنزالعمّال، ج 3، ص 135.

6. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 384.

7. سوره ی فتح، آیه ی 6.

8. سوره ی زمر، آیه ی 36.

9. مجلسی، بحارالانوار، ج 58، ص 133.

»منبع: شراب طهور، مهدی طیّب، مبحث آرامش، شادی و امید، صص 177 تا 182 (با تلخیص)

 

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | اعتماد و حسن ظّن به خدا و اهل بیت | |

علی علیه‌السّلام یعنی محبّت و محبّت یعنی علی علیه‌السّلام. یک ذرّه از محبّت علی علیه‌السّلام اگر به قلبتان بیفتد، شما را دگرگون می‎کند و بهترین وسیله‎ی نجات شماست. مقبول واقع شدن اعمال، منوط به محبّت است. اگر نماز بدون محبّت بخوانی، ملائکه آن را بو میکنند و چون عطر محبّت علی علیه‌السّلام را ندارد، آن را بر میگردانند و اجازه نمیدهند بالا برود. امّا اگر محبّت همراه نماز باشد، ملائکه‎ی هفت آسمان که آسمان به آسمان عمل را رسیدگی میکنند، آن را به بالا میفرستند. (شرح گفتاری)

 

» مصباح الهدی، مهدی طیّب، مبحث محبّت، صفحۀ ۱۰۹

 

حاج محمّد اسماعیل دولابی رحمه الله علیه:

جزوه‎ی حدیث معرفت امیرالمؤمنین علیه‎السّلام به نورانیّت را در جانمازتان بگذارید و تا چهل روز، هر روز یک بار با توجّه بخوانید تا به خود امیرالمؤمنین علیه‎السّلام راه پیدا کنید.

لینک دانلود جزوه ی حدیث معرفت امیرالمؤمنین علیه السّلام به نورانیّت

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | محبت | |

 

و صراط به معنی راه است ولکن صراط قیامت را به پل و جسر تفسیر کرده اند به جهت احادیث. و ظاهر است که جسر نیز راهی است و در اینجا راه مخصوص و جسر مخصوصی است که بر روی جهنّم کشیده و آخر او به اول بهشت وصل است، پس هرکه از او گذشت لابد از اهل بهشت است و هرکه نگذشت و افتاد البتّه به جهنّم افتاده. و منحصر است راه بهشت به همین راه و شرعاً و عقلاً ممتنع است که کسی راه دیگر پیدا کند و یا این راه را طی نکرده به بهشت نیک سرشت برسد. و اهل باطن و ظاهر همه را مسلّم است که در دنیا هرکه در شریعت و راه خدا مستقیم باشد و نلغزد، در صراط قیامت نیز به سهولت خواهد گذشت و نمی لغزد و از برای او عریض است و تندی و تیزی و سوزندگی ندارد. پس معلوم شد که مردم در آنجا نیز مثل اینجا خواهند بود، پس بعضی گذرند بر صراط مانند برق جهنده و بعضی مثل باد و بعضی مثل اسب و بعضی مثل پیاده و بعضی به چهار دست و پا مثل اطفال. و همه ی این مطالب مسلّمی شیعه و سنّی است. و اصل صراط از ضروریّات دین است.

مجلسی (قدّه) می فرماید: صراط جسری است که بر روی جهنّم می کشند و تا کسی از آن نگذرد داخل بهشت نمی شود. و در احادیث عامّه وخاصّه وارد شده که از مو باریک تر و از شمشیر برّنده تر و از آتش گرم تر است و مؤمنان خالص در نهایت آسانی گذرند مانند برق جهنده و بعضی به دشواری و بعضی به جهنّم می افتند، و آن در آخرت نمونه ی صراط مستقیم دنیا است که دین حق و راه ولایت باشد، هرکه از این صراط عدول و میل به باطل کرد در گفتار یا کردار از همان عقبه از صراط آخرت می لغزد. صراط مستقیم سوره ی حمد اشاره به هر دو است. و صدوق (قدّه) فرموده: اعتقاد ما آن است که صراط حق است و آن جسر جهنّم است و مرور جمیع خلایق بر آن خواهد شد، چنانکه فرمود: وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاَّ وارِدُها كانَ عَلى‏ رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا (مریم) یعنی احدی از شما نیست مگر آنکه وارد شونده ی جهنّم است، بوده است این بر پروردگار تو حتم و لازم.215 و صراط در وجه دیگر حجّت های خدایند، پس هرکه ایشان را در دنیا شناخت و اطاعت ایشان کرد خدا او را از صراطی که جسر جهنّم است در روز قیامت می گذراند.

و شیخ مفید (قدّه) فرموده: صراط به معنی راه است و به این سبب ولایت امیرالمؤمنین (ع) و ائمّه از ذرّیّه ی او را صراط می گویند که راه نجات است. و در خبر است که طریق به سوی بهشت در روز قیامت به منزله ی جسری است که مردم بر آن می گذرند و آن است صراطی که رسول خدا (ص) از جانب راست آن می ایستد و امیرالمؤمنین از جانب چپ آن و ندا از جانب خدا به هر دو می آید که بیندازید در جهنّم هر کافر و معاندی را.216

و در معانی الاخبار است که از صادق (ع) پرسیدند از صراط، فرمود: که آن راه به سوی معرفت خدا است و دو صراط می باشد، صراط دنیا و صراط آخرت؛ صراط دنیا و امامی است که اطاعت او فرض واجب است، هرکه او را شناخت در دنیا پیروی او کرد می گذرد بر صراط آخرت که جسر جهنّم است و هرکه او را نشناخت در دنیا، قدمش از صراط آخرت می لغزد و به جهنّم می افتد.217

و در تفسیر عسکری (ع) است در تفسیر صراط مستقیم دنیا آن است که غلو نکند در حقّ ائمّه و تقصیر نکند در حقّ امامت ایشان و مستقیم باشد در دین حق و میل به باطل نکند، و در آخرت راه مؤمنان است به سوی بهشت که عدول نمی کنند به سوی جهنّم و غیر آن.218 و در امالی به سند معتبر از صادق (ع) روایت کرده که مردم می گذرند بر صراط چندین قسم و صراط باریک تر از مو و تندتر از شمشیر است، بعضی می گذرند مثل برق و بعضی راه می روند و بعضی به دست و پا می روند و بعضی چسبیده اند بر صراط و بعضی از بدن ایشان را آتش می گیرد و بعضی نمی گیرد.219

------------------------------------------

پی نوشت ها:

215. سوره ی مریم، آیه ی 71.

216. مجلسی، حقّ الیقین، ص 462.

217. مجلسی، حقّ الیقین، ص 464.

218. مجلسی، حقّ الیقین، ص 464.

219. مجلسی، حقّ الیقین، ص 462.

 

 

* منبع: کاشف الاسرار، مولی نظرعلی طالقانی، به کوشش مهدی طیّب، جلد 1، صص 363 تا 365

 

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | منظور از صراط چیست؟ | |