*** بخشی از حدیث ناب معرفت امیرالمؤمنین امام علی علیه السّلام به نورانیّت ... حضرت (ع) فرمودند: معرفت من به نورانیّت معرفت خداوند عزّ و جلّ است و معرفت خداوند عزّ و جلّ، معرفت من به نورانیّت است. و آن همان دین خالصی است که خداوند درباره آن فرمود:«و امر نشدند به چیزی مگر اینکه خدا را به اخلاص کامل در دین پرستش بندگی کنند و از بندگی غیر او روی برگردانند و نماز به پا دارند و زکات بدهند و این است دین راست و استوارای سلمان و ای جندب! عرض کردند: بلی ای امیر مؤمنان. آن حضرت – که سلام خدا بر وی باد – فرمود: من همان کسی هستم که نوح را به امر پروردگار در کشتی حمل کرد، من همان کسی هستم که به امر پروردگار یونس را از شکم ماهی بیرون آورد؛ من همان کسی هستم که به اذن پروردگار نهرها را جاری ساخت و چشمه ها را شکافت و درخت ها را کاشت. منم عذاب روز «ظلّه»، منم آنکه از محلّ نزدیک ندا کرد که ثقلان (جنّ و انس) آن را شنیدند و گروهی آن را فهمیدند. هر آینه من به هر گروهی از جبّاران و منافقان به زبان خودشان می شنوایانم، منم خضر دانای موسی و منم آموزگار سلیمان پسر داود، منم ذوالقرنین و منم قدرت خدای عزّوجلّ. ای سلمان و ای جندب! من محمّدم و محمّد من است. من از محمّدم و محمّد از من است. خدای تعالی می فرماید: «دو دریا را به هم آمیخت و میان آن دو برزخ و فاصله ای است که تجاوز به حدود یکدیگر نمی کنند ***

  

 

به این مقدّمه که تأکید بر اهمّیتِ جایگاه نماز و تأکید بر درک عمیق‌تر نماز بود، نکته‌ای دیگر را هم می‌افزایم و آن اهتمام به نماز است. وقتی راجع به نماز مطالعه می‌کنیم؛ می‌فهمیم که نماز چه حقیقت عظیمی است و چقدر بلند است و انسان نمازگزار در کجا به سر می‌برد؛ البتّه اگر نماز آن‌گونه که حقیقت نماز است به جا آورده‌شود؛ که مصلّی با تکبیرة‌الاحرام همه‌ی عوالم را پشت سر می‌گذارد. شما در سیر و سلوک درصدد بر‌می‌آیید عالم مُلک را پشت سر بگذارید و به عالم ملکوت راه پیدا کنید؛ ملکوت را پشت سر بگذارید و به عالم جبروت راه پیدا کنید؛ عالم جبروت را هم پشت سر بگذارید و با یک پرواز بلند، به عالم لاهوت راه پیدا کنید و بتوانید مقامات فنا و توحید را طی کنید. نمازگزار با تکبیرة‌الاحرام، مُلک و ملکوت و جبروت، هر سه را پشت سر می‌گذارد و وارد عالم لاهوت می‌شود؛ در محضر حقّ متعال به ادب به قیام می‌ایستد و مرتبه‌ی نخست توحید را که توحید افعالی است طی می‌کند. یعنی در مرتبه‌ای قرار می‌گیرد که دیگر در همه‌ی عالمِ هستی، فاعلی جز حضرت حق نمی‌بیند؛ نه خودش، نه دیگری. لذا اینجا نمازگزار خود خدای متعال است. خود خداست که حمد و  تسبیح و تهلیلِ خود را می‌گوید. از همان تکبیرة‌الاحرامی که گفتید و وارد نماز شدید؛ ببینید به کجا وارد شدید! تا آن هنگام که نمازگزار به رکوع می‌رود؛ در رکوع وارد مرحله‌ی توحید صفاتی می‌شود و دیگر هیچ صاحب صفتی جز حقّ متعال در عالم نمی‌بیند؛ و هنگامی که به سجده می‌رود؛ به مرحله‌ی فنای ذاتی نائل می‌شود و آنجا دیگر هیچ هستی‌ای جز هستی خدا نمی‌بیند و این حقیقت را درک می‌کند که:

یکی هست و هیچ نیست جز او

وَحدَهُ لا اِلهَ اِلاّ هُو

نماز حقیقتی به این عظمت است و خدای متعال این گوهر بزرگِ عالم هستی را به برکت رسول خاتم به این امّت عنایت کرده‌ است. در هیچ‌یک از ادیان گذشته، نمازی به این عظمت وجود نداشته‌ است. هیچ دینی نبوده که نماز نداشته باشد؛ امّا نمازی به این عظمت در هیچ دینی وجود نداشته ‌است. چه بسا انبیای گذشته حسرت چنین عبادتی را می‌خوردند. بنابراین نماز عطیّه‌ی بسیار بزرگی است و لذا در عمل به این عبادت هم باید اهتمام فوق‌العاده­ای داشت. مقیّد بودن به نمازِ اوّل وقت نکته‌ای است که همه‌ی بزرگان سلوک بر آن تأکید داشته‌اند که حتّی اگر هنوز در نمازتان در منازل اوّلید و نمازتان هنوز کیفیّت بلندی ندارد؛ امّا به نماز اوّل وقت مقیّد باشید. پنج وعده نماز واجب را اوّل وقت بخوانید؛ نماز صبح را با گفته شدن اذان صبح به جا بیاورید؛ نمازهای دیگر را هم همین­طور و مطمئن باشید اگر مصمّم بر طیّ این مسیر و انجام این دستور باشید؛ به حقایق نماز هم راه پیدا می‌کنید. اگر نماز انسان را به اوج قلّه‌ی کمالات انسانی رهنمون می‌شود؛ شما با همین مقیّد شدن به نماز اوّل وقت، می‌توانید به مراتب بلندی که نماز انسان را بدان رهنمون می‌شود، راه پیدا کنید. نگویید در نماز ما که حضورِ قلب آن‌چنان، معرفت آن‌چنان، عشق آن‌چنان، تقوا و پاکی و طهارت آن‌چنان، نیست؛ خیر، همین نمازی که الآن می‌خوانید؛ هر جور است؛ مقیّد شوید به این که آن را اوّل وقت به جا بیاورید. نگذارید اقامه‌ی نمازتان از اوّل وقت بگذرد. هر چه پیش آمد؛ هر کار ضروری که پیش آمد؛ نگذارید روی نماز اوّل وقت تأثیر بگذارد. لذا در احادیث فراوان داریم؛ امیرالمؤمنین علیه‌السّلام فرمودند، ائمه‌ی دیگر علیهم‌السّلام هم فرمودند همه‌ی اعمالت را تابع نمازت قرار بده.1 نماز را باید اوّل وقت خواند و وقت‌های دیگر را به سایر کارها اختصاص داد. نه اینکه برای کارهای دیگر برنامه‌ریزی کنیم و هر وقت برنامه خالی شد؛ آن موقع به سراغ نماز برویم. امروز همه‌به صورت جدّی به هم قول بدهیم که نگذاریم نمازمان از اوّل وقت به تأخیر بیفتد. این را مصمّم شویم. با خدای خودمان عهد ببندیم که اگر خدای ناکرده تا حالا هم گاهی اوقات بی‌توجّهی می‌کردیم؛ گاهی اوقات مشغولیّاتی برای خودمان فراهم می‌کردیم که نمی‌گذاشت اوّل وقت نماز بخوانیم؛ از امروز به بعد مصمّم باشیم که نمازمان از اوّل وقت به تأخیر نیفتد. آن‌وقت خواهید دید با همین نماز دست و پا‌شکسته‌ای که می‌خوانیم؛ خدای متعال چه آثار و برکات عظیمی به ما می‌دهد. لذا به خواندن نماز در اوّل وقت مقیّد باشیم. الحمدلله همه‌ی شما به اصل نماز پایبند هستید؛ منتهیٰ حال می‌خواهیم به اوّل وقت خواندنِ آن هم بیشتر پایبند شویم. اکثریّت برادران و خواهرانی که در خدمتشان هستیم به نماز اوّل وقت مقیّد هستند؛ امّا اگر بعضی‌ها مثل بنده، در گذشته بی‌توجّهی می‌کردند و با عذرهایی، به تأخیر انداختن نماز را از اوّل وقت مجاز می‌دانستند؛ حال به هم قول بدهیم که دیگر نگذاریم نماز اوّل وقت از دستمان برود. در مورد نماز اوّل وقت تعابیر مختلفی هست. نماز اوّل وقت، نمازی است که هم‌آهنگ و همراه با نماز حجّت و ولیّ اعظم خدا برگزار می‌شود و به برکت نماز حضرت، نماز انسان هم قبول می‌شود. همان‌طور که می‌دانید سوره‌ی حمد را که در نماز می‌خوانید، به صیغه‌ی جمع می‌گویید: «اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِیّاكَ نَسْتَعين‏2» در نماز اوّل وقت، در این جمع، امام زمان علیه­السّلام هم هستند. آیا دیده‌اید بعضی از کاسب‌ها جنس‌ها را در‌هم می‌فروشند؟ می‌گویند فلان جنس در‌هم است؛ این کارتُن را یک‌جا به این ‌قیمت می‌دهم. دیگر کسی حق ندارد جنس آن کارتن را سَوا کند. ما هم اگر در نمازمان بگوییم: در هم «اِیّاکَ نَعبُدُ»؛ و این‌گونه به خدا بفروشیم؛ آن‌وقت خدا عبادت امثال بنده‌ی روسیاهِ خطاکار را با عبادت اولیائش یک‌جا می‌خرد. گفتیم: «اِیّاکَ نَعبُدُ» خدایا ما ( نمازگزاران و از جمله، حجّت خدا ) داریم نمازمان را دسته‌جمعی می‌فروشیم؛ خدا هم دسته‌جمعی می‌خرد. آن موقع نماز همه‌ را پذیراست. عبادات همه مقبول درگاه حق واقع می‌شود. وقتی انسان نمازش را اوّل وقت انجام می‌دهد؛ این حُسن را دارد که همراه با امام زمان علیه‌السّلام می‌گوید: «اِیّاکَ نَعبُدُ». و خدا عبادت این نمازگزار را هم همراه با عبادت امام زمان علیه‌السّلام، عبادت اولیاء خدا، عارفان بالله، انسان‌های اهل معنا و اهل کمال می‌پذیرد. پس این قول جدّی را از همه‌ی عزیزان گرفتیم که إن‌شاء‌الله نگذاریم نمازمان از اوّل وقت به تأخیر بیفتد؛ خصوصاً نماز صبح که بعضی‌ها در فصل بهار کمی تنبلی می‌کنند و سختشان است از بستر برخیزند. إن‌شاء‌الله به صورت جدّی هر پنج نماز را با اهتمامی که به خرج می‌دهیم؛ اوّل وقت به جا بیاوریم. خود این اهتمام آثار زیادی دارد؛ خیلی از کمالاتی را که در نماز ضروری است؛ اوّل وقت به جا آوردن نماز، إن‌شاء‌الله آنها را به دنبال می‌آورد. (دریافت فایل صوتی)

...........................................

پی نوشت:

1. سیّد رضی، نهج البلاغه، نامه 27.

2. سوره­ی حمد، آیه ی 5.

برگرفته از سایت اهل ولاء

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | نماز | |

  

 عیب از تو  

است 

 نه خدا... 

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | كتاب نفس خود را بخوان | |

 

  

کامل ترین و جامع ترین نحوۀ خواندن زیارت عاشورای حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بر اساس روایات به این ترتیب است؛ زیارت مطلقۀ ششم حضرت امیر علیه السلام را که در مفاتیح الجنان است و با «السّلام علیک یا رسول الله» شروع می شود می خوانیم. ان شاءالله خدا نصیبمان کند در حرم امیرالمومنین علیه السلام این زیارت را بخوانیم که خدا می داند آنجا چه فضایی است! این زیارت را از ابتدا شروع می کنیم به خواندن تا جملۀ «صلّی الله علیک». یک قسمت عمدۀ زیارت  تمام می شود، بعد باید شش رکعت نماز زیارت امیرالمومنین علیه السلام خوانده شود که سه نماز دو رکعتی پی در پی است. بعد از نماز زیارت حضرت امیر صد بار تکبیر گفته می شود، بعد دو رکعت نماز زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام خوانده می شود، و بعد از نماز با هر عبارت و لفظی (مقید به لفظ و عبارت خاصی نیست) فرد دشمنان حضرت را لعن می نماید و خدمت حضرت اباعبدالله سلام می دهد؛ ترتیب ابتدا لعن است و بعد سلام؛ همان طور که در داخل زیارت عاشورا هم هست. منتها هیچ عبارت خاصی ندارد، شخص می تواند به زبان فارسی و به هر ترتیبی دشمنان و جنایتکاران صحنۀ کربلا را لعن و نفرین می کند و به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام هم سلامی تقدیم می کند. بعد از این لعن و سلام شروع می کند به خواندن زیارت عاشورا و زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلامش می خواند. یعنی به لعن که رسید همان طور که در متن زیارت عاشورا هست صد بار لعن می کند «اللّهم العن اوّل ظالم ظلم حقّ محمّد و آل محمّد و آخر تابع له علی ذلک اللّهم العن اصابة الّتی جاهدت الحسین و شایعت و با یعت و تابعت علی قتله اللّهم العنهم جمیعا» و بعد هم صد بار خدمت حضرت اباعبدالله سلام می دهد به همان ترتیبی که در زیارت عاشورا هست «السّلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح الّتی حلّت بفنائک علیک منّی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللّیل و النّهار و لا جعله الله الاخر العهد منّی بزیارتکم السّلام علی الحسین و علی علیّ ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین» و ادامۀ زیارت تا به سجده می رود. بعد برمی خیزد و دوباره دو رکعت نماز زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام را می خواند. بنابراین به این ترتیب یک بار نماز زیارت امام حسین قبل از خوانده شدن زیارت عاشورا خوانده می شود که بعد از سلام نماز هم آن لعن و سلام است و بعد زیارت عاشورا خوانده شد و بعد مجددا دو رکعت نماز زیارت حضرت اباعبدالله. بعد از نماز زیارت هم ادامۀ زیارت مطلقۀ ششم خوانده می شود که شروعش در آن قسمت با «السّلام علیک یا امیرالمومنین» است تا جملۀ «حاجتی هذه» به اینجا که رسید دعای صفوان که به دعای علقمه معروف است و با «یا الله یا الله یا الله» شروع می شود تا آخرش «انّه قریب مجیب» خوانده می شود. این دعا در مفاتیح الجنان بعد از زیارت عاشورا نقل شده است. منتها به اشتباه به این دعا دعای علقمه گفته می شود؛ راوی این دعا صفوان است، نه علقمه. بعد از این دعا قسمت پایانی زیارت مطلقۀ ششم خوانده می شود که شروعش «السّلام علیک یا امیرالمومنین» است و کلمات آخرش هم «بینی و بینکما» است. بنابراین خواندن زیارت عاشورا ده گام دارد؛ 1. خواندن مطلقۀ ششم امیرالمومنین تا «صلّی الله علیک»، 2. سه نماز دو رکعتی (شش رکعت نماز زیارت امیرالمومنین علیه السلام)، 3. صد تکبیر، 4. دو رکعت نماز زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، 5. لعن بر دشمنان حضرت و سلام بر حضرت به هر لفظ و عبارت، 6. خواندن زیارت عاشورا با صد لعن و صد سلام تا پایان و سجده، 7. خواندن نماز زیارت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام، 8. ادامۀ زیارت امیرالمومنین تا عبارت «حاجتی هذه»، 9. خواندن دعای صفوان به طور کامل تا «انّه قریب مجیب» و 10. خواندن قسمت آخر زیارت مطلقۀ ششم تا انتها یعنی «بینی و بینکما». ان شاءالله این در خاطر عزیزان می ماند. اگر دوستان وقتی حال و فراغت و فرصتی پیدا کردند به این ترتیب زیارت عاشورا را به جا آوردن خیلی خیلی پربارتر و ارزشمندتر است. گرچه همان زیارت عاشورا به همان ترتیبی که ما ابتدای جلساتمان خدا توفیق داده همیشه خوانده ایم و ان شاءالله تا وقتی که جلسه باشد خوانده خواهد شد به همین ترتیب هم مقبول است، منتها اگر کسی می خواهد پرعیارتر و کامل تر و عمیق تر به جا بیاورد به همین ترتیب است که عرض کردم. (استاد مهدی طیب، 24 شهریور 1390)

......................................

لینک مرتبط:

آداب خواندن زیارت عاشورا

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | كربلا،عاشورا،امام حسين(ع) | |

  

  

غم بدون امکان گریه خیلی سخت است؛ اسمش حزن است. خزانه‎ی حزن و غم عاشورا در دل حضرت زینب است.

مصباح الهدی، مهدی طیب

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | كربلا،عاشورا،امام حسين(ع) | |

 

کسی که در سیرش به مقام رضا برسد، در بین راه نمیماند و به مقصد میرسد؛ همان‎گونه که شخصی که حضرت رضا علیه‎السّلام را به امامت قبول کند، تا امام دوازدهم را قبول خواهد داشت. در حالی که ممکن است کسی امامان پیش از حضرت رضا علیه‎السّلام را قبول داشته باشد و دوازده امامی نباشد؛ مثل زیدیّه و اسماعیلیه.

»مصباح الهدی، مهدی طیّب، مبحث رضا

ورود به سایت اهل ولاء

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | رضا | |

 

  

چه با گریه و چه با خنده، هر جور هست خودت را نزد خوبان خدا جا کن.

»مصباح الهدی، مهدی طیّب، مبحث سالک باید چگونه باشد.

 

ورود به سایت اهل ولاء

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | سالک باید چگونه باشد | |

 

»»نگاه توحیدی و نگرش موحّدانه

 

دومین پایه و اساس سلوک، بینش توحیدی و نگرش موحّدانه ی سالک به عرصه عالم و پهنه ی زندگی است. در این بخش به بیان مهمترین ابعاد این نگاه می پردازیم.

»تنها پرورنده ى مخلوقات خداوند است و همه ى خلق تحت تربيت او مى باشند

يكى از ابعاد نگرش موحّدانه ى سالكان، توحيد در ربوبيّت است. در قرآن بيشترين اسمى كه خداوند با آن ياد شده، «ربّ» است. ربّ از نظر لغوى به معنى صاحب و مالك و مربّى و پروراننده است. خداوند رَبُّ العالَمين است، يعنى مالك و صاحب و مربّى و پروراننده ى همه ى مخلوقات است. خداوند جماد را مى پروراند و به گياه مبدّل مى سازد. گياه را مى پروراند و به حيوان تبديل مى كند. حيوان را نيز غذاى بشر مى كند و آن را به پيكر انسان مبّدل مى سازد. انسان نيز توسّط ربّ خود در حال پرورش و رشد است. غايت تربيت انسان رسيدن او به تماميّت هستى خود، يعنى همان روح خدايى، و نيل به مقام عند اللّهى و قرب و لقاء و وصال الهى است. خداوند ربوبيّت خويش را در مورد انسان، در اين جهت اعمال مى كند.

ربوبيّت خداوند در مورد انسان به گونه هاى مختلفى اِعمال مى شود و جلوه هاى گوناگونى دارد كه به چهار شكل از مهمترين آنها اشاره مى كنيم.

 

(۱) اثر وضعى موقعيّتها و حوادثى كه خداوند در زندگى اشخاص به‌وجود مي‌آورد: خداوند با در نظر گرفتن حال درونى و شرايط روحى هركس، حوادثى را براى او پيش مي‌آورد كه در قوام يافتن شخصيّت انسانى و رشد و تعالى او نقش سازنده‌اى ايفا مى كنند.

خداى متعال مى فرمايد :اِنَّ مِن عِبادِىَ المُؤمِنينَ عِباداً لا يُصلِحُ لَهُم اَمرُ دينِهِم اِلّا بِالغِنى وَ السِّعَةِ وَ الصِّحَّةِ فِى البَدَنِ. فَابلوهُم بِالغِنى وَ السِّعَةِ وَ الصِّحَّةِ فِى البَدَنِ، فَيُصلِحُ عَلَيهِ اَمرُ دينِهِم. وَ اِنَّ مِن عِبادِىَ المُؤمِنينَ لَعِباداً لا يُصلِحُ لَهُم اَمرُ دينِهِم اِلّا بِالفاقَةِ وَ المَسكَنَةِ وَ السُّقمِ فى اَبدانِهِم. فَاَبلوهُم بِالفاقَةِ وَ المَسكَنَةِ وَ السُّقمِ، فَيُصلِحُ عَلَيهِ اَمرُ دينِهِم. وَ اَنَا اَعلَمُ بِما يُصلِحُ عَلَيهِ اَمرُ دينِ عِبادِىَ المُؤمِنينَ :هر آينه از بندگان مؤمنم كساني‌اند كه جز با بى نيازى و گشاده‌روزى بودن و سلامتى جسمانى، امر دين آنها (باطن و حقيقت انسانى آنان)، اصلاح نمى شود. پس من نيز آنها را به بى نيازى و گشاده‌روزى بودن و سلامتى جسمانى مبتلا مى كنم و در نتيجه، امر دين آنها اصلاح مى شود. و هر آينه از بندگان مؤمنم كساني‌اند كه جز با فقر و مسكنت و بيمارى جسمانى، امر دين آنها اصلاح نمى شود. پس من نيز آنها را به فقر و مسكنت و بيمارى مبتلا مى كنم و در نتيجه، امر دين آنها اصلاح مى شود. و من به اينكه امر دين (هر يك از) بندگان مؤمنم به چه وسيله اصلاح مى شود، آگاهتر و داناترم.۱ ... (ادامه ی مطلب)

(۲) پيامهاى عبرت‌آموز و هدايت بخش موجود در دل پديده ها و رخدادهايى كه خداوند شخص را با آنها مواجه مى كند: خداى متعال براى آگاه ساختن بندگان خود به آنچه موجب تعالى و كمال يا سقوط و انحطاط ايشان است، در زندگى، آنها را با پديده ها و رخدادهايى مواجه مى كند كه در دل هر يك از آنها پيام هاى عبرت‌آموز و هدايت بخشى قرار دارد. به سخن ديگر، تمامى پديده ها و رخدادهاى عالم، پيام‌آوران الهي‌اند كه خداوند از طريق آنها راه سعادت و نيكبختى و تعالى و كمال را به انسانها نشان مي‌دهد. امام كاظم (علیه السّلام) مى فرمايند :ما مِن شَىءٍ تَراهُ عَينُكَ اِلّا فيهِ مَوعِظَةٌ:هيچ چيزى نيست كه چشم تو آن را ببيند، مگر آنكه در آن موعظه و پيام سازنده‌اى وجود دارد. ۱ به بيان ديگر، خداوند با پديده ها و رخدادهايى كه هركس را با آنها مواجه مى كند، با ايشان سخن مى گويد. ... (ادامه ی مطلب)

(۳) ابلاغ پيام هدايت و تربيت در مسير سعادت از طريق مربّيان الهى: خداوند به‌وسيله ى پيامبران و امامان معصوم (علیهم السّلام) راه هدايت و سعادت و تعالى و كمال را به انسان معرّفى مى كند و او را به دست آنها، تحت تربيت و تزكيه قرار مي‌دهد. انبيا و ائمّه (علیهم السّلام) به امر الهى، از راه ظاهر و باطن، انسانها را ارشاد و راهنمايى و از آنان دستگيرى مى كنند و در جهت نيل به قلّه هاى كمال، به آنها يارى مي‌رسانند. عارفان بالله و عالمان ربّانى، اساتيد و معلّمان روحانى، دوستان ناصح و پدران و مادران صالح، در مراتب بعد از پيامبران و امامان (علیهم السّلام) ، مجارى اِعمال ربوبيّت حضرت حقّند و خداوند ربوبيّت خود در رابطه با انسانها را از طريق آنها اِعمال مى كند.

(۴) ادراكات عقلى و الهامات قلبى؛ راهنما و راهبر مسير تعالى و تكامل: خداوند متعال از طريق دو ويژگى كه در عقل انسانها قرار داده است، ربوبيّت خود را در مورد آنها اِعمال مى كند. نخست با قدرت تشخيص نيك و بد و پسنديده و ناپسند كه در عقل نهاده است، آنچه را به سعادت و كمال و به تباهى و انحطاط انسانها منجر مى شود، به ايشان مى شناساند. ۱ دوم جنبه ى آمريّتى در عقل قرار داده است كه شخص را به انجام نيكى ها و شايستگى ها فرمان و از انجام بدى ها و زشتى ها پرهيز مي‌دهد.

خداوند از اين طريق، انسانها را به سوى آنچه موجب تعالى و تكامل آنهاست سوق مي‌دهد و از آنچه سبب سقوط و انحطاط ايشان است باز مي‌دارد. بنابراين تشخيص نيك و بد از يك سو و نيك گرايى و بدگريزى از سوى ديگر، جلوه هايى از ربوبيّت حضرت حق است كه از راه عقل انجام مى شود. ... (ادامه ی مطلب)

»ربوبيّت الهى در پرتو اسماء حضرت حق

به يك اعتبار، اسماء الهى به دو گروه «اسماء جمال» و «اسماء جلال» تقسيم مى شوند.

اسماء جمال، كه حاكى از مهر و لطف الهي‌اند، شخص را جذب مى كنند و بالا مى كشند. به عنوان نمونه، لطف و فضل الهى به بنده ى حقير و عاجز و آلوده، اميد و طمع قرب و وصال الهى مى بخشد و رحمت بى منتهاى الهى در او شور و اشتياق وصال ايجاد مى كند و توّابيّت پروردگار در بنده‌اى كه در برابر فرمان خداوند جسارت ورزيده و عصيان و تمرّد كرده است، اميد به بخشيده شدن، مورد چشم پوشى قرار گرفتن جرائم، جسارت و لغزش هايش، و ترميم و برطرف شدن آثار مخرّب معاصى و گناهان در روح و جانش را ايجاد مى كند، و غفّاريّت خداوند، اميد به ريشه كن شدن علّت و عامل مولّد گناه از وجود وى را در او پديد مي‌آورد. ... (ادامه ی مطلب)

[دانلود] مبحث تنها پرورنده ی مخلوقات خداوند است(صص 132 – 139) از:

کتاب [شراب طهور]

 

 

ثبت شده توسّط: صفــــــــــــر الیــــد | | توحید | |