ذكــــــــر
پايه هاي اساسي سلوك
3. ذكر
· ذكر در قرآن متضادّ نسيان ( فراموشي ) و غفلت ( عدم توجه و حضور ذهن ) و در نتيجه به معناي حضور يك معنا در ذهن و دل شخص است و با توجه به اينكه اين حضور مي تواند شديد و ضعيف باشد ، ذكر داراي مراتب شدت و ضعف است .
· روح همه عبادات و طاعات ياد خدا و توجه قلب به حضرت حقّ است . سرچشمه همه كمالات و منشا همه رفتارهاي شايسته و اخلاق پسنديده و روحيات معنوي و انديشه هاي متعالي ، ياد خدا و منشا همه تباهي ها و باعث همه رفتارهاي ناشايست و اخلاق ناستوده و روحيات پليد و افكار آلوده و منحطّ ، غفلت و فراموشي خداست .
· چه در حال تضرّع كه خشوع و تذلّل براي نزديك شدن و از آثار تجليات جماليه حق بر قلب سالك است ، و چه د رحال خيفه و ترس كه همراه با حريم را رعايت كردن و ادب ورزيدن و از آثار تجليات جلاليه حق بر قلب سالك است ، بايد خدا را در دل ياد كرد و هرگز نبايد غافل شود . پس ذكر قلبي بايد دائمي باشد . ذكر لساني مقيد به زمانهاي خاصي چون صبحگاهان و شامگاهان است و ادب آن با صداي آرام و مودب ذكر گفتن است ، زيرا به تعبير پيامبر ( ص ) ، آن كه نامش را مي بريم نه دور است كه با فرياد صدايمان را به او برسانيم و نه گوشش سنگين است . قريب و سميع است .
· فراموشي خدا بسيار خسارتزاست . قرآن ، نسوا الله فنسيهم _ لا تكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم . هم خدا شخص را به فراموشي مي سپارد و هم خويشتن خويش او را از خاطرش مي برد و دچار بي خويشتني و از خود بيگانگي مي شود .
· آثار ذكر بسته به شدت ذكر است . هر چه آيينه دل از زنگار اعمال و اخلاق و روحيات و افكار و عقايد باطل پاكتر وهر چه روي دل به سوي خورشيد الوهيت بيشتر ، آثار ذكر شديدتر خواهد بود .
* با ياد خدا ، دل در جاذبه جمال الهي قرار مي گيرد و از محبت دنيا نجات مي يابد و چيزي كه شخص به آن محبتي ندارد در نداشتنش حسرتي ، در بودنش نگراني يي ، و در از دست رفتنش غصه اي پديد نمي آيد . خدا هم كه به آن دل بسته است همواره هست و در رابطه با آن ، حسرت و نگراني و غصه مفهوم ندارد . از سوي ديگر توجه به خدا سبب مي شود كه شخص آنچه را ندارد ناشي از آن بداند كه چون به مصلحت او نبوده خدا به او نداده است و آنچه را دارد را هم عطاي خدا بداند و يقين داشته باشد تا مصلحتش در داشتن آن است احدي نخواهد توانست آن را از او سلب كند و آنچه را از دستش رفته هم كار خدا دانسته و ناشي از اين بداند كه داشتن آن ديگر به مصلحت او نبوده و به زيانش بوده است . لذا به اين اعتبار هم با ياد خدا از حسرت و نگراني و غصه مصون خواهد بود .
قرآن : هو الّذي انزل السّكينه في قلوب المؤمنين ليزدادوا ايماناً مع ايمانهم .
-:- -:- -:- -:- -:- -:- -:- -:- -:- -:-